گواردassimilation 2, magmatic assimilation, magmatic dissolutionواژههای مصوب فرهنگستانیکی شدن بیگانهسنگها و اجزای شیمیایی آنها با تودهای از ماگما و هضم آنها در ماگما
گواردنلغتنامه دهخداگواردن . [ گ ُ دَ ] (مص ) گواریدن . لذیذ شدن . لذت دادن .گوارا بودن . گوارا گشتن . مهنا شدن . و رجوع به گواریدن شود. || گواریدن . هضم شدن . تحلیل رفتن .گذشتن .
گوارده 1assimilated 1واژههای مصوب فرهنگستانویژگی سنگ یا مادهای که فرایند گوارد بر آن انجام شده باشد
گواردنلغتنامه دهخداگواردن . [ گ ُ دَ ] (مص ) گواریدن . لذیذ شدن . لذت دادن .گوارا بودن . گوارا گشتن . مهنا شدن . و رجوع به گواریدن شود. || گواریدن . هضم شدن . تحلیل رفتن .گذشتن .