گهیلغتنامه دهخداگهی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ساحلی بخش اهرم شهرستان بوشهر. واقع در 36 هزارگزی جنوب باختر اهرم در کنار شوسه ٔ سابق بوشهر به لنگه . واقع در ساحل دریا و
گهیانلغتنامه دهخداگهیان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد. واقع در 18هزارگزی جنوب خاور لردگان و 10هزارگزی راه عمومی لردگان به پل کوه . محلی جلگه
بی گهیلغتنامه دهخدابی گهی . [ گ َ ] (حامص مرکب ) (از: بی + گه + ی ) نابموقع. نه بوقت خود. بی وقت . (یادداشت مؤلف ). || (حامص مرکب ) نابموقعی : بدین بیگهی از کجا خاستی چنین تاختن
تاج قلعه گهیلغتنامه دهخداتاج قلعه گهی . [ ج ِ ق َ ع َ گ َ ](اِخ ) ظاهراً از بزرگان سیستان در دوران امیر تیمور. خواندمیر در حبیب السیر در شرح دومین حمله ٔ امیرتیمور به ایران و فتح اسفزار
گهیانلغتنامه دهخداگهیان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد. واقع در 18هزارگزی جنوب خاور لردگان و 10هزارگزی راه عمومی لردگان به پل کوه . محلی جلگه
بی گهیلغتنامه دهخدابی گهی . [ گ َ ] (حامص مرکب ) (از: بی + گه + ی ) نابموقع. نه بوقت خود. بی وقت . (یادداشت مؤلف ). || (حامص مرکب ) نابموقعی : بدین بیگهی از کجا خاستی چنین تاختن
چراگرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده=چرنده: ◻︎ گهی با چرنده چراگر شدی / گهی با پرنده پرآور شدی (خواجو: ۴۱۷).
چمشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= چشم: ◻︎ گهی ز چمش زند تیر بر دل عشاق / گهی ز دست زند تیغ بر سر اعدا (امیرمعزی: صحاحالفرس: چمش).
تاج قلعه گهیلغتنامه دهخداتاج قلعه گهی . [ ج ِ ق َ ع َ گ َ ](اِخ ) ظاهراً از بزرگان سیستان در دوران امیر تیمور. خواندمیر در حبیب السیر در شرح دومین حمله ٔ امیرتیمور به ایران و فتح اسفزار