گراور کردنلغتنامه دهخداگراور کردن . [ گ ِ وُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) قالب تصویر ساختن . گراور ساختن . رجوع به گراور شود.
گراورلغتنامه دهخداگراور. [ گ ِ وُ ] (فرانسوی ،اِ) تصویر چیز کنده شده وحکاکی شده . شکل کنده شده . صورت کلیشه شده . نقش . رسم .
گراورسازیلغتنامه دهخداگراورسازی . [ گ ِ وُ ] (حامص مرکب ) عمل گراور ساختن . قالب تصویر درست کردن . || (اِ مرکب ) محل گراورسازی . رجوع به گراور شود.