گندیشاپورلغتنامه دهخداگندیشاپور. [ گ ُ ] (اِخ ) معرب این اسم جندیساپور است . جغرافیادانان اسلامی این شهر را به خصب نعمت و نخل و زرع و رودخانه های بسیار ستوده اند. و گندیشاپور معرب «گ
گندمارلغتنامه دهخداگندمار. [ گ ُ دِ ] (اِخ ) پسر گندبو (پادشاه بورگنی در 516 م .) که در سال 532 م . در اتون مغلوب شیلدبر و کلتر گردید.
گندمانلغتنامه دهخداگندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔ شهرستان سقّز که در 15000 گزی جنوب باختری بانه و 3000 گزی آزمرده واقع شده است . هوای آن سرد
گندیشاپورلغتنامه دهخداگندیشاپور. [ گ ُ ] (اِخ ) معرب این اسم جندیساپور است . جغرافیادانان اسلامی این شهر را به خصب نعمت و نخل و زرع و رودخانه های بسیار ستوده اند. و گندیشاپور معرب «گ
گندمارلغتنامه دهخداگندمار. [ گ ُ دِ ] (اِخ ) پسر گندبو (پادشاه بورگنی در 516 م .) که در سال 532 م . در اتون مغلوب شیلدبر و کلتر گردید.
گندمانلغتنامه دهخداگندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔ شهرستان سقّز که در 15000 گزی جنوب باختری بانه و 3000 گزی آزمرده واقع شده است . هوای آن سرد
گندمانلغتنامه دهخداگندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میرده بخش مرکزی شهرستان سقّز که در 31000 گزی باختر سقز و 3000 گزی باختر کوندلان واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه ا
گندمانلغتنامه دهخداگندمان . [ گ َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش حومه ٔ شهرستان سنندج که در 18000 گزی جنوب باختری سنندج و 5000 گزی باختر شوسه ٔ سنندج به کرمانشاه واقع