گندزلولغتنامه دهخداگندزلو. [ گ َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شوشتر. این دهستان در جنوب خاوری شوشتر و جنوب دهستان عقیلی و شمال دهستان خران واقع شده است . هوا
گندزلولغتنامه دهخداگندزلو. [ گ ُ دِ زُ ] (اِخ ) از ایلات مخصوص شوشتر و یورت آنها از بند داود تا شوشتر و از آنجاتا نزدیک کوهانک و اطراف رود دزفول میباشد. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص
گندزدودهلغتنامه دهخداگندزدوده . [ گ َ زَ / زِ / زُ دو دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) ضدعفونی شده . (واژه های مصوبه ٔ فرهنگستان ).
گندشلو سرچشمهلغتنامه دهخداگندشلو سرچشمه . [ گ ُ دُ س َ چ َ م َ / م ِ ] (اِخ ) هفت فرسخ میانه ٔ شمال و مغرب شیراز است [ از دهات بلوک شیراز ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 194).
گندشلو کوسهلغتنامه دهخداگندشلو کوسه . [ گ ُ دُ س َ / س ِ ] (اِخ ) هفت فرسخ بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب شیراز است [ از دهات بلوک حومه ٔ شیراز ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 194).
غانملغتنامه دهخداغانم .[ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر واقع در 30 هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و 2 هزارگزی باختری شوسه ٔ مسجدسلیمان به اهواز. دشت ، گرمسی
چم کنارلغتنامه دهخداچم کنار. [ چ َ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر که در 7 هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و 4 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ مسجدسلیمان به اهواز واقع
چهاربیشهلغتنامه دهخداچهاربیشه . [ چ َ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر، 70 تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر
درخزینهلغتنامه دهخدادرخزینه . [ دَ خ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گندزلو بخش مرکزی شهرستان شوشتر، واقع در 25هزارگزی جنوب خاوری شوشتر. و کنار راه شوسه ٔمسجدسلیمان به اهواز، با 5
نورعلیلغتنامه دهخدانورعلی . [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گندزلو از بخش مرکزی شهرستان شوشتر، در 15 هزارگزی جنوب شرقی شوشتر و 7 هزارگزی جنوب غربی راه مسجدسلیمان به اهواز، در دشت