گنجوانلغتنامه دهخداگنجوان . [ گ َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از بخش چوار شهرستان ایلام که در 40000گزی باختر چوار و 40000گزی باختر راه شوسه ٔ ایلام به شاه آباد واقع شده است . هوای آن سرد
گنجوانلغتنامه دهخداگنجوان . [ گ َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان 2 بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان که در 20000گزی جنوب باختری هرسین واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش 57 تن است . ش
جلو گیرنگهلغتنامه دهخداجلو گیرنگه . [ ج ِ ل ُ رَ گ ِ ](اِخ ) دهی است از دهستان 2 بخش هرسین شهرستان کرمانشاه واقع در 22هزارگزی جنوب باختری هرسین و دوهزارگزی گنجوان . موقع جغرافیایی آن
چشمه کبودلغتنامه دهخداچشمه کبود. [ چ َ م َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان که در 20 هزارگزی جنوب باختری هرسین و 2 هزارگزی گنجوان واقع است . کوهستانی و سردسیر است
incorporatedدیکشنری انگلیسی به فارسیگنجانده شده است، ترکیب کردن، یکی کردن، جا دادن، متحد کردن، داخل کردن، دارای شخصیت حقوقی کردن، ثبت کردن، بهم پیوستن، امیختن