گمش آبادلغتنامه دهخداگمش آباد. [ گ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان اهر که در 20500گزی جنوب باختری اهر و 1500گزی راه شوسه ٔ تبریز به اهر واقع شده است . هوای آن معت
گمش بوجاقلغتنامه دهخداگمش بوجاق . [ گ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو که در 43هزارگزی شمال باختری پلدشت و 4هزارگزی شمال راه ارابه رو ایرند به دان
گمش تپهلغتنامه دهخداگمش تپه . [ گ ُ م ُ ت َپ ْ پ َ / ت پ ْ پ ِ ] (اِخ ) محلی در ده میلی انچلی و در کنار شعبه ٔ قدیمی گرگان رود، کنار صحرای اصلی گرگان رود که با مصب رود یک میل و نیم
گمش آبادواژهنامه آزادگمش در زبان ترکی گوموش تلفظ میشود که به معنی نقره است از انجا که در گزشته دور در ان منطقه معادن متعدد نقره وجود داشته انجا را گوموشاوا نامیدند ولی در نگارش فارس
گمش آبادلغتنامه دهخداگمش آباد. [ گ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان اهر که در 20500گزی جنوب باختری اهر و 1500گزی راه شوسه ٔ تبریز به اهر واقع شده است . هوای آن معت
گمش بوجاقلغتنامه دهخداگمش بوجاق . [ گ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو که در 43هزارگزی شمال باختری پلدشت و 4هزارگزی شمال راه ارابه رو ایرند به دان
گمش تپهلغتنامه دهخداگمش تپه . [ گ ُ م ُ ت َپ ْ پ َ / ت پ ْ پ ِ ] (اِخ ) محلی در ده میلی انچلی و در کنار شعبه ٔ قدیمی گرگان رود، کنار صحرای اصلی گرگان رود که با مصب رود یک میل و نیم
گمش آبادواژهنامه آزادگمش در زبان ترکی گوموش تلفظ میشود که به معنی نقره است از انجا که در گزشته دور در ان منطقه معادن متعدد نقره وجود داشته انجا را گوموشاوا نامیدند ولی در نگارش فارس