11374 مدخل
greenery
گل و خار، گلکاری، گیاهان خوشبو.
محیط با صفا.
نوعی شعر که قبل از کشتی پهلوانی توسط مرشد یا کهنه سوار خوانده میشود
مجموعه گردن و گلو،قسمت بالای سینه. گَل و گردن آمدن= عشوه کردن.
بی حساب، گشاد، پهن و عریض، بی قانون.گل و گشادبازی.
گُلگَشت.
گل و گیاه
گل و گیاه، بطور گل دار
از گل و گیاه