گل محمدیلغتنامه دهخداگل محمدی . [ گ ُ ل ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از تیره ٔ رزاسه و قسمت قابل مصرف آن گلبرگ است . ماده ٔ مؤثره ٔ آن تانن و موارد استعمال آن غرغره ق
طایفه ٔ گل محمدلغتنامه دهخداطایفه ٔ گل محمد. [ ی ِ ف َ ی ِ گ ُ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل ، واقع در 9هزارگزی باختر بنجار، کنار دریاچه ٔ هامون . جلگه ، گرم و
ده گل محمدلغتنامه دهخداده گل محمد. [ دِه ْ گ ُ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در 24هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه ٔ آن 101 تن . آب از رود
گل گلابلغتنامه دهخداگل گلاب . [ گ ُ ل ِ گ ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مرادف گل احمر. (آنندراج ). گل سرخ . گل محمدی . گل سرخ که از آن گلاب گیرند. رجوع به گل سرخ و گل سوری و گل محمد
گلابفرهنگ انتشارات معین(گُ) (اِمر.) عرقی که از یک قسم گل مشهور به گل محمدی یا گل سرخ گرفته می شود و معطر است .
گل سرخلغتنامه دهخداگل سرخ . [ گ ُ ل ِ س ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هر گلی که سرخ باشد. (برهان ). || ترجمه ٔ ورد است . (آنندراج ). ورد. (الفاظ الادویه ). گل سرخ دارای دسته های مخت