گلگیلغتنامه دهخداگلگی . [ گ ِ ل َ / ل ِ ] (حامص ) گله کردن : گلگیهات بسرم ، عروسی پسرم . رجوع به گله گی شود.
گِلْگیسگویش گنابادی در گویش گنابادی به قسمت گردی تهی میان موها در سر انسان گفته میشود که بطور طبیعی خالی از موست و موهای اطراف آن بصورت دایره وار دور قسمت خالی از مو را گرفته است،د
گلگیسلغتنامه دهخداگلگیس . [ گ ِ ] (اِ) در تداول محلی گناباد، بازیچه ای است از چوب که آنرا روی زمین صافی به چرخش درآورند.
گِلگیر پیچیbolt-on fenderواژههای مصوب فرهنگستانگِلگیری که در برخی از خودروها با پیچ به بدنه متصل شده است
گِلگیر جلوfront fenderواژههای مصوب فرهنگستانگِلگیری که در جلوی بدنۀ خودرو در بالای هریک از چرخهای جلو به بدنه متصل شده است
گِلگیر داخلیfender panel, inner fender panelواژههای مصوب فرهنگستانهریک از دیوارههای جانبی محفظۀ موتور که گِلگیرهای جلو و قسمت بالایی سامانۀ تعلیق به آنها متصل میشود