گلوارفرهنگ نامها(تلفظ: golvār) (گل + وار (پسوند شباهت)) ، چون گل ، مانند گل ؛ (به مجاز) زیبارو و لطیف .
گلنارلغتنامه دهخداگلنار. [ گ ُ ] (اِخ ) نام کنیزکی ازکنیزان اردوان اشکانی . (از فهرست ولف ) : که گلنار بد نام آن ماهروی نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص
امان دادنلغتنامه دهخداامان دادن . [ اَ دَ ](مص مرکب ) مهلت دادن . فرصت و وقت دادن : برآویخت قارن ابا بارمان سوی چاره جستن ندادش امان . فردوسی .اگر نه از قبل شرم آن نگارستی ز بوسه نده