گلهدیکشنری فارسی به انگلیسیbitch, clutch, complaint, corner, drove, flock, grievance, grouse, grumble, herd, horde, knot, pack, place, plaint, reproach, spot, troop
گلهلغتنامه دهخداگله . [ گ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) ابزاری است در «تون » که نخهای تار از آن میگذرد. (گنابادی ). نخهایی است که از وسط آنهاتار کارگاه پارچه بافی رد میشود. (گناباد خراسان
گلهلغتنامه دهخداگله . [ گ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) غوزه ٔ پنبه . (فرهنگ رشیدی ). غوزه ٔ پنبه و آنرا گوزغه نیز نامند. (آنندراج ) (جهانگیری ). جوزغه معرب آن است . (آنندراج ).
گلّهگویش خلخالاَسکِستانی: rama دِروی: rama شالی: rama کَجَلی: gala کَرنَقی: rama/ ge کَرینی: bəlig کُلوری: rama گیلَوانی: rama/gi لِردی: rama
گلّهگویش کرمانشاهکلهری: řyan/řân گورانی: řyan/řân سنجابی: řyan/řân کولیایی: řyan زنگنهای: řyan/ řân جلالوندی: řyan زولهای: řyan/ řân کاکاوندی: řyan/řân هوزمانوندی: řyan
گله ٔ مرغانلغتنامه دهخداگله ٔ مرغان . [ گ َ ل َ / ل ِ / گ َل ْ ل َ / ل ِ ی ِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) یکنوع پرده ای است که هر نقشی که در آن است تصویر پرندگان است . گله بمعنی پرده