گل میخلغتنامه دهخداگل میخ . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) نوعی از میخ آهن که سرش پهن میباشد. (آنندراج ). میخ سربزرگ چوبی یا فلزی که بیشتر به دیوار اطاق کوبیده میشود برای آویختن چیزها از آن .
جلال الدینلغتنامه دهخداجلال الدین . [ج َ لُدْ د ] (اِخ ) محمد آگهی نبیره ٔ مولانا جلال الدین قاینی است . وی در آغاز از ملازمان شاه غریب میرزا بود و سپس چندی بخراسان و هرات سفر کرد و د
studدیکشنری انگلیسی به فارسیگل میخ، داربست، خیز، دکمه سر دست، دسته، اسب تخمی، میخ زدن، نشاندن، مرصع کردن، اراستن، پر کردن
گرمیخلغتنامه دهخداگرمیخ . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) میخ بزرگ چوبین یا آهنین که بر دو سر طویله بر زمین فروبرند و ریسمانی بر آنها بسته اسبان را بدان ریسمان بندند. (برهان ) (آنندراج ) (جها
گلشیخانلغتنامه دهخداگلشیخان . [ گ َ ] (اِخ )دهی است از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه واقع در 22500گزی جنوب هشتیان و 7هزارگزی جنوب راه ارابه رو سرو. هوای آن سرد و دارای 10