گل ریزانفرهنگ انتشارات معین( ~ .)(ص مر.) مراسم گلریزی به سر عروس و د اماد یا به سر پهلوان در زورخانه .
گل ریزانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رسم گل ریختن به سر عروس و داماد در مجلس عروسی یا بر سر پهلوان در زورخانه.۲. مراسمی ویژه در زورخانه برای جمعآوری پول به منظور کمک به یکی از اعضا.
گریزانفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیزار، رمنده، رمیده، ، متنفر، نافر، نفور، ۲. فراری، گریخته، متواری، منهزم
گل بارانلغتنامه دهخداگل باران . [ گ ُ ] (اِمص مرکب ) گلریزان . گل پاشان . و رجوع به گل باران کردن شود.
گل برافشاندنلغتنامه دهخداگل برافشاندن . [ گ ُ ب َ اَ دَ] (مص مرکب ) گلریزان کردن . گل پاشاندن : بیا تا گل برافشانیم و می درساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم . حافظ.رجو