گفتاریلغتنامه دهخداگفتاری . [ گ ُ ] (ص نسبی ) آنکه تنها گفتار دارد. مرد حرف . مقابل کرداری : گویی که از نژاد بزرگانم گفتاری آمدی تو نه کرداری . ناصرخسرو.رجوع به گفتار شود.
گفتاریدنلغتنامه دهخداگفتاریدن . [ گ ُ دَ ] (مص ) حرف زدن . (آنندراج ). گفتن و حرف زدن . (ناظم الاطباء).
چرب گفتاریلغتنامه دهخداچرب گفتاری . [ چ َ گ ُ ] (حامص مرکب ) چرب زبانی . چرب سخنی . چرب گوئی . خوش زبانی . خوش سخنی . نرم گفتاری . رجوع به چرب گفتار و چرب زبانی و چربگوئی شود.
دروغفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگفتاری که حقیقت نداشته باشد؛ سخن ناراست. دروغ شاخدار: [عامیانه، مجاز] دروغ نمایان و آشکار؛ دروغ بزرگ و تعجبآور؛ دروغ عجیب.
گفتار پایانیepilogueواژههای مصوب فرهنگستانگفتاری در پایان نمایش از زبان یکی از بازیگران برای نتیجهگیری اخلاقی