گشینلغتنامه دهخداگشین . [ گ ِ ] (اِخ ) در دوفرسخی شمالی باشت است . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 271).
گشینواژهنامه آزادگشین اسم کردی-دارای معانی متعدد از جمله قبراق و سرحال-روشنایی-شعله ور شدن و برافروخته شدن آتش
گشینفرهنگ نامها(تلفظ: gašin) (گشن = خوب ، خوش ، با ناز راه رفتن + ین (پسوند نسبت)) ، (به مجاز) زیبا و دوست داشتنی .
گشین پائینلغتنامه دهخداگشین پائین . [ گ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان ، واقع در 60هزارگزی جنوب خاوری سراوان و 35هزارگزی جنوب راه فرعی سراوان به کوه
گشین پائینلغتنامه دهخداگشین پائین . [ گ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان ، واقع در 60هزارگزی جنوب خاوری سراوان و 35هزارگزی جنوب راه فرعی سراوان به کوه