26 فرهنگ

1621 مدخل


گساردن

gosārdan

۱. خوردن.
۲. می‌ خوردن.
۳. غم ‌خوردن.

۱. آشامیدن، نوشیدن
۲. زایل کردن، زدودن، ستردن، محو کردن
۳. سپری کردن، طی کردن

drink, expend, spend