گزلیلغتنامه دهخداگزلی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادکان شهرستان خرمشهر، واقع در 61 هزارگزی شمال خاوری شادکان ، هزارگزی خاور راه فرعی اهواز بشادکان . هوای آن گر
گزلیکلغتنامه دهخداگزلیک . [ گ َ ] (اِ) چاقوی نوک تیز شبیه به کارد (در گناباد خراسان ). قسمی چاقوی نوک تیز که تیغه ٔ آن بر روی دسته خم نشود. رجوع به گزلک شود.
گزلیهلغتنامه دهخداگزلیه . [ گ ُ زَ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منکور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در57 هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 18 هزارگزی شمال باختری شوسه ٔ مهاباد به
گزلیکلغتنامه دهخداگزلیک . [ گ َ ] (اِ) چاقوی نوک تیز شبیه به کارد (در گناباد خراسان ). قسمی چاقوی نوک تیز که تیغه ٔ آن بر روی دسته خم نشود. رجوع به گزلک شود.
گزلیهلغتنامه دهخداگزلیه . [ گ ُ زَ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منکور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در57 هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 18 هزارگزی شمال باختری شوسه ٔ مهاباد به
غوره گزلغتنامه دهخداغوره گز. [ رَ / رِ گ َ ] (اِ مرکب ) قوره گز. نام درختی است که در نواحی مختلف به نامهای گز شاهی ، گَزلی و کِرِه معروف است . رجوع به گز شاهی و درختان جنگلی ایران