گزانلغتنامه دهخداگزان . [ گ َ ] (نف ، ق ) گزنده . در حال گزیدن : دهقان بتعجب سرانگشت گزانست کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار. منوچهری .گفت نی من خود پشیمانم از آن دست خود خ
گزانلغتنامه دهخداگزان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 12000گزی باختر حسین آباد و گزان پایین کنار راه فرعی حسین آباد به بانچوب
گزان بالالغتنامه دهخداگزان بالا. [ گ َ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند، واقع در 18 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. هوای آن معتدل و دارای 12 تن سکنه است . آب آنجا
گزان بندلغتنامه دهخداگزان بند. [ گ ِ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر، واقع در 14 هزارگزی شمال باختری ورزقان و 6 هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر.
گزانگبینلغتنامه دهخداگزانگبین . [ گ َ اَ گ ُ / گ َ ] (اِ مرکب ) من ّ. (آنندراج ) (زمخشری ). طلی باشد که بر برگ طرفاء نشیند و آن شبیه به شیرخشت است بدون اینکه مایل به زردی باشد. (بحر
گزانهلغتنامه دهخداگزانه . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان شهرستان آمل ، واقع در 7000گزی مشمال رینه ، هوای آن سرد و دارای 430 تن سکنه است . آب آنجا ا
گزانیلغتنامه دهخداگزانی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، واقع در 9000گزی باختر دشتیاری ، کنار راه مالرو دشتیاری به دج . هوای آن سرد، دارای
گزان بالالغتنامه دهخداگزان بالا. [ گ َ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند، واقع در 18 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. هوای آن معتدل و دارای 12 تن سکنه است . آب آنجا
گزان بندلغتنامه دهخداگزان بند. [ گ ِ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر، واقع در 14 هزارگزی شمال باختری ورزقان و 6 هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر.
گزانگبینلغتنامه دهخداگزانگبین . [ گ َ اَ گ ُ / گ َ ] (اِ مرکب ) من ّ. (آنندراج ) (زمخشری ). طلی باشد که بر برگ طرفاء نشیند و آن شبیه به شیرخشت است بدون اینکه مایل به زردی باشد. (بحر
گزانهلغتنامه دهخداگزانه . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان شهرستان آمل ، واقع در 7000گزی مشمال رینه ، هوای آن سرد و دارای 430 تن سکنه است . آب آنجا ا