26 فرهنگ

1388 مدخل


گزاردن

gozārdan

ادا کردن؛ به‌جا آوردن؛ انجام دادن: ◻︎ اگر گفتم دعای می‌فروشان / چه باشد حق نعمت می‌گزارم (حافظ: ۶۵۲).

۱. ادا کردن، بجایآوردن
۲. پرداختن، تادیه، ، تادیه کردن

comment