گریگوریوسلغتنامه دهخداگریگوریوس . [ گ ِ ] (اِخ ) ابوالفرج بن هارون نصرانی مشهور به ابن عبری . در ملطیه در سال 623 هَ . ق . متولد ودر سال 643 بواسطه ٔ استیلای مغول به انطاکیه و بعد به
گریگوریولغتنامه دهخداگریگوریو. [ گ ِ گ ُ ی ِوْ ] (اِخ ) استاد تاریخ شرق در لنینگراد (پطرسبورگ ) است . وی رحله ٔ ابی دلف الینبوعی را به روسی ترجمه کرد و در سال 1873م . در مجله ٔ نظار
شکارافکنیلغتنامه دهخداشکارافکنی . [ ش ِ اَ ک َ ] (حامص مرکب ) عمل و شغل شکارافکن . شکارچی گری . صیادی . شکارگری : کوهی از قیر پیچ پیچ شده بر شکارافکنی بسیچ شده . نظامی .به شکارافکنی
لبلغتنامه دهخدالب . [ ل َ ](اِ) شفه . (دهار). لحمی که در مدخل دهان واقع است . قسمت خارجی دهان که دندانها را پوشاند. پرده ٔ پیش دهان که دندانها را پوشاند.نام هر یک از دو قسمت گ
طاهرزادهلغتنامه دهخداطاهرزاده . [ هَِ دَ ] (اِخ ) میرزاعلی اکبر صابر (تولد 1278 وفات 1321 هَ . ق .). وی یکی از شعرای توانا و بزرگ شروان است ، و در قرن سیزدهم هجری در شهر شماخه تولدی
پیشلغتنامه دهخداپیش . (ق ) جلو. نزدیک . قریب . نزدیکتر. به فاصله ٔ کمتر از کسی یا چیزی : سر دست بگرفت و پیشش کشیداز آنجایگه پیش خویشش کشید. فردوسی .گرفتند بازوش با بند تنگ کشید