گریملغتنامه دهخداگریم . [ گ ِ ] (اِخ ) ویلهلم . نویسنده ٔ آلمانی که در هانو به دنیا آمده است . (1786 - 1859م .). مصنف حکایات ملی آلمان است . درین کار برادرش ژاکب (یعقوب ) (1785
گریملغتنامه دهخداگریم . [ گ ِ ] (اِخ ) فریدریش ملشیور بارن فُن . عالم ادبیات و ناقد آلمانی متولد در راتیسبون دوست مادام دپینه . مکاتبات ادیبانه ای که از او باقیمانده بسیار سودمن
گریملغتنامه دهخداگریم . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان بم ، واقع در 28000گزی جنوب باختری بم و 12000گزی جنوب شوسه ٔ بم به کرمان . هوای آن معتدل و دارای
گریمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآرایش سروصورت و تغییر ترکیب ظاهری هنرپیشه که بهمنظور آمادهسازی آنها برای ایفای نقش انجام میگیرد.۲. چهره و ظاهر تغییر دادهشدۀ بازیگر.
گریم کردنلغتنامه دهخداگریم کردن . [ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (مرکب از گریم فرانسه و مصدرِ کردن فارسی ) چین انداختن به چیزی . بزک کردن . آرایش دادن . آراستن کسی را. به شکلی درآوردن .
گریمالغتنامه دهخداگریما. [ گ ِ ] (اِخ ) قصبه ای است حاکم نشین در ایالت لایپزیک که در کنار نهر مولده و در 26 هزارگزی جنوب شرقی لایپزیک قراردارد و دارای راه آهن و کارخانه های متعدد
گریمسللغتنامه دهخداگریمسل . [ گ ِ س ِ ] (اِخ ) یا گریمزل تنگه ای است در سویس که در جبال آلپ برنواز میان دره های رن و آار واقع شده است و دارای 2172 گز ارتفاع است .