گریتلغتنامه دهخداگریت . [ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش پایی شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال باختری بخش واقع و محدود است از شمال به کوه کیان و دهستان سگوند بخش زاغ
گریتانلغتنامه دهخداگریتان . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان ، واقع در 45000گزی شمال خاوری بافت و سر راه مالرو جواران به رابر. دارای 10 تن سکنه ا
آپ گریتفرهنگ انتشارات معین(گِ رِ یْ) [ انگ . ] (اِمص .) ترفیع یا ارتقا دادن . (بیشتر در مورد کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری و برخی قطعات الکترونیکی به کار می رود).
الگریتملغتنامه دهخداالگریتم . [ اَ گ ُ ] (فرانسوی ، اِ) الگریسم . اصطلاح ریاضی است مأخوذ از نام محمدبن موسی الخوارزمی واضع علم جبر و مقابله ، درریاضیات جدید به سلسله ای از اعمال ر