گرگولغتنامه دهخداگرگو. [ گ ُ ] (اِخ ) قصبه ای است در کلار. نصیرالدوله شهریاربن کیخسرو (717 - 725 هَ. ق .) قصبه و قصری و بازاری در گرگو ساخت که لابد همان کرکو است که در 850 هَ .
گرگ و میشلغتنامه دهخداگرگ و میش . [ گ ُ گ ُ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) تاریک و روشن . و این ترکیب در مورد هوا بکار میرود.- گرگ و میش بودن هوا ؛ تاریک و روشن بودن هوا.- امثال : گرگ و م
گرگ و میشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی میش، تاریک و روشن، بینالطلوعین، سحر، بامداد، فلق، ناروشن، خاکستری، غروب، آفتابزردی، هوای ابری