گرگوللغتنامه دهخداگرگول . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 72 هزارگزی باختر مهاباد و 20 هزارگزی باختر شوسه ٔ مهاباد به ارومیه . هوای آن
گراولتلغتنامه دهخداگراولت . [ گ ِ وِ ل ُ ] (اِخ ) ناحیه ای از مُزِل بخش متز کامپانْی ْ که دارای 365 تن جمعیت است و جنگ خونینی که در 16 اوت 1870 م . مابین فرانسه و آلمان صورت گرفته
گرشوللغتنامه دهخداگرشول . [ گ َ] (اِخ ) نام محلی است در کنار راه آباده و شیراز میان قادرآباد و سعادت آباد واقع در 762700گزی طهران .
گرگویلغتنامه دهخداگرگوی . [ گ َ ] (اِخ ) نام پهلوانی بوده تورانی که خود بمدد افراسیاب آمده بود و افراسیاب او را به نزدیک پیران ویسه به جنگ طوس و رستم فرستاد. (برهان ) (آنندراج ).