گروکشی کردنلغتنامه دهخداگروکشی کردن . [ گ ِ رَ / رُو ک َ / ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به گرو کشیدن شود.
گاوکشیلغتنامه دهخداگاوکشی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اسفندقه ٔ بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت ، واقع در 107000گزی جنوب ساردوئیه . سر راه فرعی بافت به جیرفت . جلگه ، معتدل ، دا
گاوکشیلغتنامه دهخداگاوکشی . [ ک ُ ] (حامص مرکب ) عمل گاو کشتن . || (اِ مرکب ) محلی که در آن گاو کشند.
گروکشی کردنلغتنامه دهخداگروکشی کردن . [ گ ِ رَ / رُو ک َ / ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رجوع به گرو کشیدن شود.
نگهداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی گهداری، حفظ، حفظ اموال، مواظبت، مراقبت، انبارداری احتکار، انباشت، افزایش سرمایه گروکشی، تصرف ◄ مالکیت نگهداری ماشینآلات، سرویس، تعمیرونگهدا
مالکیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی تعلق، تملک، دارندگی، تصرف، یَد، ید امانی، ید مالکانه، حق، اشغال، استفاده، نگهداری تملیک▼، تصاحب، تصرف، غارت، قبضه، تسخیر، غصب، مصادره، گروکش