گروه ردهای نگاشتهاmapping class groupواژههای مصوب فرهنگستانگروه ردههای یکجایی خودریختیهای یک خمینه
گروهفرهنگ مترادف و متضاد۱. امت، جماعت، طایفه، طبقه، قبیله ۲. جمع، جمعیت، جمهور ۳. باند، توده، فرقه ۴. جوخه، دسته، رده، رسته، فوج، ، عده ۵. انجمن، ، جرگه، حلقه، ، زمره، سلک، ملا ۶. سنخ،
گروهدیکشنری فارسی به انگلیسیaggregation, band, batch, category, bevy, block, body, camp, circuit, class, clutch, cohort, college, company, contingent, corps, crop, crowd, drove, ensemble,
گروهلغتنامه دهخداگروه . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد، واقع در 58 هزارگزی شمال باختری مشهد و 5 هزارگزی باختر راه مشهد به ارداک . هوای آن
تابع ردهایclass functionواژههای مصوب فرهنگستانهر تابع از یک گروه به یک میدان که بر روی ردههای مزدوجیِ گروه ثابت است
عدد ردهایclass numberواژههای مصوب فرهنگستانبرای هر گروه متناهی، تعداد ردههای مزدوجی دوبهدومتمایز آن گروه