گروهدرمانیgroup therapyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی رواندرمانی برای حل مشکلات روانشناختی افراد بهصورت گروهی که توسط یک یا چند رواندرمانگر در نقش تسهیلگر گروه اداره میشود
گروهدرمانی روانکاوانهpsychoanalytic group psychotherapyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی گروهدرمانی که در آن از مفاهیم و اصول و شیوههای اساسی روانکاوی مانند تداعی آزاد و تحلیل مقاومت و تفسیر رؤیا استفاده میشود
گروهفرهنگ مترادف و متضاد۱. امت، جماعت، طایفه، طبقه، قبیله ۲. جمع، جمعیت، جمهور ۳. باند، توده، فرقه ۴. جوخه، دسته، رده، رسته، فوج، ، عده ۵. انجمن، ، جرگه، حلقه، ، زمره، سلک، ملا ۶. سنخ،
سبک رکابلغتنامه دهخداسبک رکاب . [ س َ ب ُ رِ ] (ص مرکب ) مرادف سبکپای . (آنندراج ). سریعالسیر در مسافرت . (ناظم الاطباء) : وی هرچند مبارز و سبک رکاب است بکدام گروه رسد و درماند. (تا
ابوالعباسلغتنامه دهخداابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) مأمون بن مأمون خوارزمشاه . بازپسین امیر این خاندان . معاصر سلطان محمود غزنوی . و محمود حره ٔ کالجی دختر سبکتکین را ب