گرومورتلغتنامه دهخداگرومورت . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 184000گزی جنوب کهنوج و 5000گزی جنوب راه مالرو رمشک به مارز. دارای 4 تن سک
گرومباتسلغتنامه دهخداگرومباتس . [ گ ِ ت ِ ] (اِخ ) از جمله ٔ پادشاهان خیونیتهاست که مردی عاقل بود و بواسطه ٔ فتوحاتی که کرد شهرت یافت . رجوع به یسنای پورداود ج 1 ص 63 شود.
گرومورتلغتنامه دهخداگرومورت . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 184000گزی جنوب کهنوج و 5000گزی جنوب راه مالرو رمشک به مارز. دارای 4 تن سک
گرومباتسلغتنامه دهخداگرومباتس . [ گ ِ ت ِ ] (اِخ ) از جمله ٔ پادشاهان خیونیتهاست که مردی عاقل بود و بواسطه ٔ فتوحاتی که کرد شهرت یافت . رجوع به یسنای پورداود ج 1 ص 63 شود.
زرگرلغتنامه دهخدازرگر. [ زَ گ َ ] (ص مرکب ) بمعنی زرساز. (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). (از: «زر» + «گر»، پسوند صنعت و شغل ). کسی که با زر کار کند. آن که آلت زرین سازد. (حاشیه
ساسانیانلغتنامه دهخداساسانیان . (اِخ ) سلسله ٔ شاهنشاهانی که بعد از اشکانیان و تا حمله ٔ تازیان بر ایران حکومت میکردند. خاندان ساسانی بعد از خاندان هخامنشی مقتدرترین و معروفترین سلس