گروسیلغتنامه دهخداگروسی . [ گ َرْ رو ] (اِخ ) ملقب به فاضل ، از نویسندگان و شعرای عهد فتحعلی شاه قاجار است که اندکی از عهد محمدشاه رانیز درک کرده و اصلش از طایفه ٔ بایندری ترکمان
گروسیوسلغتنامه دهخداگروسیوس . [ گ ِ رُ ] (اِخ ) هوگو دُ گروت . مشاور حقوقی و دیپلمات هلندی ، متولد در دلفت (1583 - 1645م .). وی مصنف کتاب حقوق جنگ و صلح است .
راوی گروسیلغتنامه دهخداراوی گروسی . [ وِ ی ِ گ َرْ رو ] (اِخ ) محمد، متخلص به راوی و ملقب به فاضل از مردم گروس همدان و از طایفه ٔ بایندری ترکمان بود که بسال 1198 هَ . ق . در گروس متول
گروسیوسلغتنامه دهخداگروسیوس . [ گ ِ رُ ] (اِخ ) هوگو دُ گروت . مشاور حقوقی و دیپلمات هلندی ، متولد در دلفت (1583 - 1645م .). وی مصنف کتاب حقوق جنگ و صلح است .
راوی گروسیلغتنامه دهخداراوی گروسی . [ وِ ی ِ گ َرْ رو ] (اِخ ) محمد، متخلص به راوی و ملقب به فاضل از مردم گروس همدان و از طایفه ٔ بایندری ترکمان بود که بسال 1198 هَ . ق . در گروس متول
کورواژهنامه آزادروشندل (کردی گروسی و پارسی پیشین) (ک َو َر) با زبر کاف و واو؛ تره. البته چون از همان خانواده است، این نام را بر آن گذاشته اند، وگرنه در اصل، تره نوعی سبزی است ک