گروسلغتنامه دهخداگروس . [ گ َ ] (اِخ ) از نام طایفه ٔ گادوز یا کادوس که در آن محل رحل اقامت انداختند و اسم خود را به این ناحیه دادند گرفته شده و کادوس کم کم گروس شده . (التدوین
گروسلغتنامه دهخداگروس . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 15000گزی جنوب خاور صحنه و 8000گزی جنوب شوسه ٔ کرمانشاه به همدان . هوای آن
گروسلغتنامه دهخداگروس . [ گ َ ر ر ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودقات بخش مرکزی شهرستان مرند، واقع در 26 هزارگزی جنوب خاوری مرند و 4 هزارگزی شوسه و خط آهن مرند به تبریز. هوای آن ج
گروسلغتنامه دهخداگروس . [ گ َرْ رو ] (اِخ ) به احمدآباد معروف است .و احمدآباد از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد رجوع شود. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
گروسانلغتنامه دهخداگروسان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرگاه بخش ویسبان شهرستان خرم آباد، واقع در4 هزارگزی شمال باختری ماسور و 2 هزارگزی شمال شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک . هو
گروسهلغتنامه دهخداگروسه . [ گ ِ س ِ ] (اِخ ) رنه مورخ فرانسوی متولد در گرنوبل (1885 - 1952م .). تألیفات ارجمندی راجع به تاریخ و تمدن شرق و جنگهای صلیبی دارد.
گروسیلغتنامه دهخداگروسی . [ گ َرْ رو ] (اِخ ) ملقب به فاضل ، از نویسندگان و شعرای عهد فتحعلی شاه قاجار است که اندکی از عهد محمدشاه رانیز درک کرده و اصلش از طایفه ٔ بایندری ترکمان
گروسیوسلغتنامه دهخداگروسیوس . [ گ ِ رُ ] (اِخ ) هوگو دُ گروت . مشاور حقوقی و دیپلمات هلندی ، متولد در دلفت (1583 - 1645م .). وی مصنف کتاب حقوق جنگ و صلح است .
گروسیلغتنامه دهخداگروسی . [ گ َرْ رو ] (اِخ ) ملقب به فاضل ، از نویسندگان و شعرای عهد فتحعلی شاه قاجار است که اندکی از عهد محمدشاه رانیز درک کرده و اصلش از طایفه ٔ بایندری ترکمان