گرمورتلغتنامه دهخداگرمورت . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سماق بخش چگنی شهرستان خرم آباد، واقع در 17 هزارگزی شمال باختری سراب دوره و 9 هزارگزی شمال اتومبیل رو خرم آباد به کوهدش
گرومورتلغتنامه دهخداگرومورت . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 184000گزی جنوب کهنوج و 5000گزی جنوب راه مالرو رمشک به مارز. دارای 4 تن سک
گرومورتلغتنامه دهخداگرومورت . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 184000گزی جنوب کهنوج و 5000گزی جنوب راه مالرو رمشک به مارز. دارای 4 تن سک
سماقلغتنامه دهخداسماق . [ س ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش چگنی شهرستان خرم آباد. موقعیت طبیعی کوهستانی ، هوای معتدل ومالاریایی . آب آن از رودخانه ٔ کشکان سراب رفتخان ، سر
ساقلغتنامه دهخداساق .(ع اِ) پوزه ٔ پای . (مهذب الاسماء). میان بندِ پا و بچول است . (شرح قاموس ). مابین شتالنگ و زانو. ج ، سوق و سیقان و اساوق . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مابین
ماندنلغتنامه دهخداماندن . [ دَ ] (مص ) توقف کردن . (ناظم الاطباء). توقف کردن . درنگ کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ایرانی باستان ، من . پهلوی ، ماندن . پارسی باستان و اوستا،