گرمسیریلغتنامه دهخداگرمسیری . [ گ َ ] (ص نسبی ) منسوب به گرمسیر : اگر چه جای باشد گرمسیری نشاید کرد باسرما دلیری . نظامی .گرمسیری ز خشکساری بوم کرده باد شمال را بسموم .نظامی .
اسپروی گرمسیریtropical sprue, ceylon sore mouth, coshin-china diarrhea, psilosis stomatitis intertropica, stomatitis tropicaواژههای مصوب فرهنگستاننشانگان سوءجذبی که احتمالاً به دلیل کمبود تغذیه توأم با عفونت ایجاد میشود و بهصورت بومی در کشورهای گرمسیری و نیمهگرمسیری وجود دارد متـ . نشانگان اسپروی گرمسی
غزال گرمسیریGazella dorcasواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوجسُمسانان که از کوچکترین غزالهاست و بدنی باریک و گوشهایی طویل دارد و بالای بدن آن زرد کمرنگ یا قرمز و زیر بدن و کفل سفید
الوار گرمسیریلغتنامه دهخداالوار گرمسیری . [ اَل ْ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان خرم آباد است . این بخش در جنوب شهرستان مذکور قرار دارد و از شمال بکوه چاه والی ، از جنوب به ایستگ