گرمخانهلغتنامه دهخداگرمخانه . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هروآباد، واقع در سیزده هزاروپانصدگزی جنوب باختری هروآباد و 4هزارگزی شوسه ٔ هروآباد -
گرمخانهفرهنگ انتشارات معین(گَ. نِ)(اِ.) محوطه ای برای پرورش گل و گیاه که بخشی از سقف و دیوارهایش شیشه ای است و دما و رطوبت آن نسبتاً ثابت نگه داشته می شود.
گرم خانهلغتنامه دهخداگرم خانه . [ گ َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ای که در زیر زمین برای سکونت ایام سرما سازند. (آنندراج ). || گلخانه . محلی که برای پرورش گل و گیاه در آفتاب رو با ش
گرمخانلغتنامه دهخداگرمخان . [ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد. محدود است از شمال به دهستان تکمران و گیفان از جنوب به کوه باباموسی ، از مشرق متصل به خا
گرمخانه 1incubator 1, etuveواژههای مصوب فرهنگستاناتاقکی که کشتها را در دمای مشخص و برای مدتزمان معین در آن نگهداری میکنند
sudatoriumدیکشنری انگلیسی به فارسیساداتوریوم، گرمخانه حمام، حمام بخار، حمام گرم که موجب عرق زیاد گردد
کدوخلغتنامه دهخداکدوخ . [ ک َ ] (اِ) حمام و گرمخانه . (برهان ). بمعنی حمام دیده شده و همانا پارسی حمام است مانند گرمابه . (آنندراج ) : پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کدوخ با دو