۱. بهدستآمده.
۲. ستاندهشده.
۳. [مجاز] تیره.
۴. [مجاز] افسرده؛ دلتنگ.
۵. [مجاز] خسیس.
۱. افسرده، برزخ، دلتنگ، عبوس، غمگین، محزون، مغموم، ناشاد
۲. خفه، دلگیر، نفسگیر
۳. تار، تاریک، تیره
۴. بسته، مسدود، ، ≠ باز، دلباز
airless, blue, close , cloudy, dark, dingy, dusty, fuzzy, gloomy, grave, gray, hazy, lackluster, leaden, low-spirited, muddy, murky, saturnine, sulky, tight