گرشنلغتنامه دهخداگرشن . [ گ ِ ش َ ] (اِخ ) جیوانی فرانچسکو باربیری (ژان فرانسوا) (1591 - 1666 م ). نقاش ایتالیایی که صحنه های قابل ملاحظه ای بوسیله ٔ رنگ آمیزی و سایه روشن بوجود
گرشوللغتنامه دهخداگرشول . [ گ َ] (اِخ ) نام محلی است در کنار راه آباده و شیراز میان قادرآباد و سعادت آباد واقع در 762700گزی طهران .
گرشاسبلغتنامه دهخداگرشاسب . [ گ َ ] (اِخ ) آخرین پادشاه پیشدادیان است . (نخبةالدهر دمشقی ) (مفاتیح ). در شاهنامه نام برده شده و او پسر زو (زاب ) و دهمین پادشاه پیشدادی بوده و نه س
گرشاسبلغتنامه دهخداگرشاسب . [ گ َ ] (اِخ ) گرشاسپ نام زو پسر طهماسب است . او در حیات پدر در جنگ اسفندیار کشته شد. (جهانگیری ) (برهان ). نام پسر زوبن طهماسب که بدست افراسیاب کشته ش
گرشاسبلغتنامه دهخداگرشاسب . [ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد رستم زال است و او پسر اترد باشد که از نبائر جمشید است . (جهانگیری ) (برهان ). معاصر فریدون بود. ترکستان و خطا را مسخر ک
گرشنلغتنامه دهخداگرشن . [ گ ِ ش َ ] (اِخ ) جیوانی فرانچسکو باربیری (ژان فرانسوا) (1591 - 1666 م ). نقاش ایتالیایی که صحنه های قابل ملاحظه ای بوسیله ٔ رنگ آمیزی و سایه روشن بوجود
گرشوللغتنامه دهخداگرشول . [ گ َ] (اِخ ) نام محلی است در کنار راه آباده و شیراز میان قادرآباد و سعادت آباد واقع در 762700گزی طهران .
گرشاسبلغتنامه دهخداگرشاسب . [ گ َ ] (اِخ ) آخرین پادشاه پیشدادیان است . (نخبةالدهر دمشقی ) (مفاتیح ). در شاهنامه نام برده شده و او پسر زو (زاب ) و دهمین پادشاه پیشدادی بوده و نه س