گردیهلغتنامه دهخداگردیه . [ گ ُ ی َ ] (اِخ ) نام خواهر بهرام چوبینه است و مریم دختر قیصر که مادر شیرویه بود و گردیه خواهر بهرام چوبین که زن او (خسروپرویز) هر دو را به مداین نشاند
گردیهفرهنگ نامها(تلفظ: gordiye) (= گردیک در پهلوی) ، (در اعلام) خواهر بهرام چوبینه که خسرو پرویز او را به همسری گرفت .
گردیهودلغتنامه دهخداگردیهود. [ گ ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 27500گزی شمال مهاباد و 7هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ مهاباد به ارومیه
گردنه ٔ تلولغتنامه دهخداگردنه ٔ تلو. [ گ َ دَ ن َ ی ِ ت َ / ت ِ ] (اِخ ) گردنه ای است در راه تهران به شمشک میان تلو و لشکرک که در 26000گزی تهران واقع است .
گرده ٔ تصویرلغتنامه دهخداگرده ٔ تصویر. [ گ َ دَ / دِ ی ِ ت َص ْ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) خاکه ٔ تصویر. (آنندراج ). رجوع به گرده شود.
گردنه ٔ باباحسنلغتنامه دهخداگردنه ٔ باباحسن . [ گ َ دَ ن َ ی ِ ح َ س َ ] (اِخ ) گردنه ای است در راه اردکان به تل خسروی میان گردنه ٔ سفید و سنگ منگ که در 158000گزی شیراز واقع است .
گردیهودلغتنامه دهخداگردیهود. [ گ ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 27500گزی شمال مهاباد و 7هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ مهاباد به ارومیه
کردیهلغتنامه دهخداکردیه . [ ک ُ ی َ ] (اِخ ) نام خواهر بهرام چوبین است اما صحیح این کلمه گردیه است . (یادداشت مؤلف ). در مجمل التواریخ و القصص ص 78 و 79 کردیه آمده و ملک الشعرای
گربکلغتنامه دهخداگربک . [ گ ُب َ ] (اِ مصغر) مصغر گربه . گربه ٔ کوچک : بیاورد پس گردیه [ خواهر بهرام چوبینه ] گربکی که پیدا نبد گربه از کودکی .فردوسی .
گردیکلغتنامه دهخداگردیک . [ گ ُ ی َ ] (اِخ ) خواهر بهرام چوبینه است . (تاریخ ایران در زمان ساسانیان ص 348 و 467). رجوع به گردیه شود.
طورگلغتنامه دهخداطورگ . [ طُ وُ ] (اِخ ) نام سپهسالار خاقان ترک معاصر خسرو پرویز ساسانی ، آنکه به دست گردیه خواهر بهرام چوبینه کشته گشت . فردوسی پس از فرار گردیه از مرو و فرستاد