گردهمآییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم آیی، اجتماع، جماعت، تجمع میتینگ (متینگ)، تظاهرات، راهپیمایی اجلاسیه، اجلاس، کنوانسیون، همایش، سمینار، سمپوزیوم، کنفرانس، شورا جشن، جشنواره، فستیوال
گردهماییدیکشنری فارسی به انگلیسیassemblage, colloquium, conference, congregation, congress, convention, convocation, coven, forum, gathering, huddle, meet, meeting, muster, parley, session, si
حساب غیرمهمانnon-guest accountواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعات مربوط به تراکنشهای مالی میان مهمانخانه و کسبوکارها و بنگاههای گردشگری و نمایندگیها و برگزارکنندگان انواع گردهمآییها و مراسمها که با مهمانخانه قرا
راهپیماییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ی، تظاهرات، میتینگ(متینگ)، همایش، تجمع، گردهمآیی، اجتماع (انتخاباتی)، اعتصاب شورش
مهمانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مجلس، محفل، انجمن، گردهمآیی، اجتماع، گردآوری پذیرایی، افطاری، پارتی، بزم گودبای پارتی، مراسم تودیع مهمان، مدعو، دعوتشده، وارد، بازدیدک
اتحادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت پیوستگی، بههمپیوستگی، اتصال▼، الحاق، پیوند، تقارب، همپوشی، مجاورت، تماس، لمس، اجتماع وابستگی، انسجام یکپارچگی، تراکم ائتلاف، تعاون، یگانگی، همکاری
اعتصابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر اب، خودداری ازکار، دستازکار کشیدن اصلاح شرایط کار، بهبودیوضع اعتصاب غذا، اعتصاب عمومی، اعتصابپراکنده اعتصابشکن اتحادیۀ کارگری تظاهرات، راهپیم