گردرودبارلغتنامه دهخداگردرودبار. [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل ، واقع در 43هزارگزی جنوب بابل . هوای آن معتدل ، مرطوب و مالاریایی است و 245 تن سکنه دارد. آب آن از س
گردرویلغتنامه دهخداگردروی . [ گ ِ ] (ص مرکب ) آن که روی مدور دارد : مردمانش گردروی اند [ مردمان خمدان مستقر مغفور چین ] و پهن بینی . (حدود العالم ). حلیت (او) [ یزیدبن عبدالملک ]
وسیلۀ نظافتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی جارو، خاکانداز، اسفنج، لیف، کیسه، برس، مسواک، جاروبرقی، ماهوتپاککن، گردروب، پارچۀ گردگیری پارچۀ نظافت▼ پارو تشت
گردرودبارلغتنامه دهخداگردرودبار. [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل ، واقع در 43هزارگزی جنوب بابل . هوای آن معتدل ، مرطوب و مالاریایی است و 245 تن سکنه دارد. آب آن از س
گردرویلغتنامه دهخداگردروی . [ گ ِ ] (ص مرکب ) آن که روی مدور دارد : مردمانش گردروی اند [ مردمان خمدان مستقر مغفور چین ] و پهن بینی . (حدود العالم ). حلیت (او) [ یزیدبن عبدالملک ]