گرانویللغتنامه دهخداگرانویل . [ گ ِ وی ] (اِخ ) مرکز بخش مانش ناحیه ٔ داورانش . بندری است بر کنار مانش در مصب بسک در 328هزارگزی اُ از پاریس ، دارای 10132 تن جمعیت است .
گرانوللغتنامه دهخداگرانول . [ گ ِ ] (فرانسوی ، اِ) حب های ریزی هستند به وزن 2 تا 5 سانتیگرم که محتوی آلکابوئیدها یا داروهائی است که مقدار استعمالشان خیلی کم و دقیق است . (بین یک د
ساکارور گرانولهلغتنامه دهخداساکارور گرانوله . [ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) اشکال دارویی جامدی است که از قند و مواد مؤثر دارویی تشکیل شده است که اغلب به همان نام گرانوله نامیده میشود. برای
براونلغتنامه دهخدابراون . (اِخ ) ادوارد گرانویل . خاورشناس انگلیسی [ تولد1240 هَ ش . / 1862 م . وفات 1304 هَ ش . / 1926 م . ] وی استاد دانشگاه کمبریج بود و بزبانهای فارسی ، عربی
لتورنرلغتنامه دهخدالتورنر. [ ل ُ ن ُ ] (اِخ ) لوئی فرانسوا. سیاستمدار فرانسوی . مولد گرانویل . عضو دیرکتوار. (1817-1751 م .).