گذراندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. طی کردن، قراردادبستن، قرارگذاشتن ۲. سپری کردن، گذرانیدن ۳. رد کردن ۴. تجاوزدادن
گرداندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهگردشدرآوردن، پردادن، چرخاندن، حرکتدادن ۲. برگردانیدن، تحریف کردن، تغییردادن، دگرگون ساختن، منحرف کردن
تَصْرِيفِفرهنگ واژگان قرآنگرداندن از اين سو به آن سو(از"صرف" به معناي برگرداندن چيزي است از حالي به حالي ، و يا عوض کردن آن با غير آن است ، کلمه تصريف نيز به همين معنا است ، با اين تفاوت
چپ چپ کِردنگویش بختیاریگرداندن چند رأس گاو روى خوشههاىجا مانده از خرمنکوب براى جدا کردندانه از پوشینه.