گراشلغتنامه دهخداگراش . [ گ ِ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان لار، واقع در 22هزارگزی باختر لار و کنار راه فرعی لاربه خنج . از نقاط گرمسیری و مالاریائی اس
گراشیدنلغتنامه دهخداگراشیدن . [گ َ دَ ] (مص ) خراشیدن . || پریشان شدن و پریشان کردن . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به گراش شود.
گرازگویش اصفهانی تکیه ای: gorâz / gâkuhi طاری: gerâz طامه ای: gorâz طرقی: görâz کشه ای: görâz نطنزی: gorâz
گذاشتنگویش اصفهانی تکیه ای: vehali طاری: vâhašt(mun) طامه ای: veɂaštan / viyaštan طرقی: vâhašdmun کشه ای: vâhaštmun نطنزی: vâheštan
گراشیدنلغتنامه دهخداگراشیدن . [گ َ دَ ] (مص ) خراشیدن . || پریشان شدن و پریشان کردن . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به گراش شود.
اچمیواژهنامه آزاداَچُمی از گویش های به جامانده از زبان فارسی پهلوی، مربوط به دورۀ ساسانیان و پیش از آن، و یکی از هفت ریشۀ اصلی زبان فارسی کنونی است. بیشتر ساکنان جنوبی استان فار