گرادانلغتنامه دهخداگرادان . [ گ َرْ را ] (اِخ ) دهی در چهار فرسخ و نیم میانه ٔ شمال و مغرب گاوکان است . (از فارسنامه ٔ ناصری ص 25).
گرادیان زمینگرماییgeothermal gradientواژههای مصوب فرهنگستانآهنگ تغییر دما در سنگ و خاک از سطح زمین به داخل آن
گرادیان سرعتvelocity gradientواژههای مصوب فرهنگستانمشتق میدان سرعت یا تغییر آن در راستای افقی و قائم
گرادانلغتنامه دهخداگرادان . [ گ َرْ را ] (اِخ ) دهی در چهار فرسخ و نیم میانه ٔ شمال و مغرب گاوکان است . (از فارسنامه ٔ ناصری ص 25).