گذارندهلغتنامه دهخداگذارنده . [ گ ُ رَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه از چیزی و جایی درگذرد. عبورکننده : یکی جادوی بود نامش سنوه گذارنده راه و نهفته پژوه . دقیقی . || سوراخ کننده . شکافنده :
گزارندهلغتنامه دهخداگزارنده . [ گ ُ رَ دَ / دِ ] (نف ) (از: گزار + نده ، پسوند اسم فاعل ). گزراننده . || اداکننده و گوینده . (برهان ) (آنندراج ). گوینده . (ناظم الاطباء). شرح دهنده
گذارنده شدنلغتنامه دهخداگذارنده شدن . [ گ ُ رَ دَ / دِ ] (مص مرکب ) عبور کردن . رد شدن . رجوع به گذاردن شود : بیامد یکی ناوکش بر میان گذارنده شد بر سلیح کیان .دقیقی .
گذارنده شدنلغتنامه دهخداگذارنده شدن . [ گ ُ رَ دَ / دِ ] (مص مرکب ) عبور کردن . رد شدن . رجوع به گذاردن شود : بیامد یکی ناوکش بر میان گذارنده شد بر سلیح کیان .دقیقی .