گداختنلغتنامه دهخداگداختن . [ گ ُ ت َ ] (مص ) آب کردن . ذوب کردن . حل کردن میعان فلزی یا برف و یخ بوسیله ٔ حرارت . مَیع. تَمَیﱡع: فِتنَه ؛ گداختن و در آتش انداختن سیم و زر جهت امت
گداختنفرهنگ انتشارات معین(گُ تَ) [ په . ] 1 - (مص م .) آب کردن ، ذوب کردن . 2 - (مص ل .) آب شدن فلز و روغن و غیره به وسیلة حرارت ، ذوب شدن . 3 - لاغر کردن ، کاستن .