گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، ده هزارگزی جنوب باختری بیرجند. دامنه ، معتدل و سکنه ٔ آن 18 تن است . آب آن از قنات . محصول
گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان روضه چای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه ، ده هزارگزی شمال باختری ارومیه . دارای راه ارابه رو است . جلگه ، معتدل مالاریائی و سکنه
گجیللغتنامه دهخداگجیل . [ گ َ ] (اِخ ) نام محله ای است از محلات تبریز. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) : تبریز مرا رأفت جان خواهد بودپیوسته مراورد زبان خواهد بودتا درنکشم آب چر
گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز، 7هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و 7هزارگزی در مسیر جاده ٔ تبریز. جلگه ، سردسیر و سکنه ٔ آ
گجینگواژهنامه آزادگجینگ یا گیجینگ , در گویش محلی همدانی به پاشنه ی درهای چوبی قدیمی می گفته اند ( بخشی از بدنه درب چوبی که درون یک چالگی و فرورفتگی قرار داده می شد تا درب حول آن
گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، ده هزارگزی جنوب باختری بیرجند. دامنه ، معتدل و سکنه ٔ آن 18 تن است . آب آن از قنات . محصول
گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان روضه چای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه ، ده هزارگزی شمال باختری ارومیه . دارای راه ارابه رو است . جلگه ، معتدل مالاریائی و سکنه
گجیللغتنامه دهخداگجیل . [ گ َ ] (اِخ ) نام محله ای است از محلات تبریز. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) : تبریز مرا رأفت جان خواهد بودپیوسته مراورد زبان خواهد بودتا درنکشم آب چر
گجینلغتنامه دهخداگجین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز، 7هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و 7هزارگزی در مسیر جاده ٔ تبریز. جلگه ، سردسیر و سکنه ٔ آ
گجینگواژهنامه آزادگجینگ یا گیجینگ , در گویش محلی همدانی به پاشنه ی درهای چوبی قدیمی می گفته اند ( بخشی از بدنه درب چوبی که درون یک چالگی و فرورفتگی قرار داده می شد تا درب حول آن