گوشه گاپلهلغتنامه دهخداگوشه گاپله . [ ش َ / ش ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد. واقعدر 2هزارگزی شمال بروجرد و 2هزارگزی شمال شوسه ٔ بروجرد. جلگه و معتدل و سکنه
گالَه زدنگویش بختیاریگالیدن، فریاد زدن و پىدرپى با دست به دهان زدن (این عمل را مردان در عروسىها انجام مىدهند و نیز در صحرا براى رَماندن جانوران وحشى).
گوشه گاپلهلغتنامه دهخداگوشه گاپله . [ ش َ / ش ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد. واقعدر 2هزارگزی شمال بروجرد و 2هزارگزی شمال شوسه ٔ بروجرد. جلگه و معتدل و سکنه
گاله کیجانلغتنامه دهخداگاله کیجان . [ ل ِ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
گالهلغتنامه دهخداگاله . [ ل َ / ل ِ ] (ص ) دور که در مقابل نزدیک باشد. (برهان ). رجوع به گالیدن شود. || (اِ) جوال دو سویه که بر پشت خر و دیگر ستور گسترند و در هر دو جوال خاک و ک