گاموسلغتنامه دهخداگاموس . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیّه ، واقع در 11 هزارگزی شمال باختری نقده و 2500 گزی جنوب شوسه ٔ نقده به اشنویه ، جلگه معتدل مالار
گاموسپاللغتنامه دهخداگاموسپال . [ م ُ س ِ ] (فرانسوی ، ص ) کاسه ٔ بعضی از گلها مانند کاسبرگهای شب بو آزاد است و در این صورت آنها را جدا کاسبرگ یا دیالی سپال مینامند ولی در بعضی موار
گاموستمونلغتنامه دهخداگاموستمون . [ م ُ ت ِ م ُ ] (فرانسوی ، ص ) پرچم های یک گل در پاره ای مواردآزاد میباشد و آنها را دیالی استمون می نامند ولی در بعضی موارد قسمت تحتانی میله ها بیکد
گالوسلغتنامه دهخداگالوس . (اِخ ) کرنلیوس . شاعر لاتن ، دوست ویرژیل (66 - 26 ق . م .). از مراثی وی چیزی بجا نمانده است .
گالوسلغتنامه دهخداگالوس . (اِخ ) فلاویوس . از سومین سلسله ٔ پادشاهان کاپادوکیه ، بدین ترتیب : فرناک کاپادوکی . آتس سا خواهر کبوجیه ٔ دوم . گالوس . او در جنگی که ضد پارتیان می کرد
گاموسپاللغتنامه دهخداگاموسپال . [ م ُ س ِ ] (فرانسوی ، ص ) کاسه ٔ بعضی از گلها مانند کاسبرگهای شب بو آزاد است و در این صورت آنها را جدا کاسبرگ یا دیالی سپال مینامند ولی در بعضی موار
گاموستمونلغتنامه دهخداگاموستمون . [ م ُ ت ِ م ُ ] (فرانسوی ، ص ) پرچم های یک گل در پاره ای مواردآزاد میباشد و آنها را دیالی استمون می نامند ولی در بعضی موارد قسمت تحتانی میله ها بیکد