گالالغتنامه دهخداگالا. (اِخ ) نام قوم بزرگی است در افریقای شرقی . مسکن و مأوای اصلی آنها در طرف جنوب حبشه است ، اما بنقاط داخلی افریقا انتشار یافت ، تا سودان و حتی سودان غربی ر
گالات هالغتنامه دهخداگالات ها. (اِخ ) نام قوم کوچکی از گل (غالیان ) که در همسایگی تراکیها میزیستند و یونانیها با آنها آشنا شدند. (ایران باستان ص 1911).
گالاتهلغتنامه دهخداگالاته . [ ت ِ ] (اِخ ) مجسمه ای که بتقاضای پیگمالیون بوسیله ٔ ونوس جان دار گردید.
گالاریلغتنامه دهخداگالاری . (از فرانسوی ، اِ) گالری . اطاق دراز و سر پوشیده . راهرو. بالکن سرپوشیده . محل اجتماع عمومی . بالکن تأتر. آنجا که نیمکت هایی برای تماشاچیان میگذارند. |