کیکاووسفرهنگ نامها(تلفظ: key kāvus) به معنی ' دارای منبع فراوان' ؛ (در اعلام) نام دومین پادشاه از سلسلهی کیانیان ؛ نام دو تن از پادشاهان آسیای کوچک (صغیر) ؛ و نیز نام چند تن از
کیکاوسلغتنامه دهخداکیکاوس . [ ک َ / ک ِ وو ] (اِخ ) ابن اسکندربن قابوس بن وشمگیربن زیار. رجوع به عنصرالمعالی شود.
کیکاوسلغتنامه دهخداکیکاوس . [ ک َ / ک ِ وو ] (اِخ ) ابن کیومرث (857 هَ . ق .). از ملوک بادوسبان . رجوع به بادوسبان شود.
کیکاوسلغتنامه دهخداکیکاوس . [ ک َ / ک ِ وو ] (اِخ ) ابن هزاراسپ (523 هَ . ق .). از ملوک بادوسبان . رجوع به بادوسبان شود.
کیکاوسلغتنامه دهخداکیکاوس . [ ک َ / ک ِ وو ] (اِخ ) قیقاوس . (ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به قیقاوس شود.
کیکاوس اوللغتنامه دهخداکیکاوس اول . [ ک َ / ک ِ وو س ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) رجوع به عزالدین کیکاوس اول در همین لغت نامه واخبار سلاجقه ٔ روم ص 94 (مقدمه ) تألیف مشکور شود.
کی کاوسواژهنامه آزادکیکاووس؛ نام یکی از پادشاهان اسطوره ای شاهنامه از سلسلۀ کیانیان. (برخی از مورخان معتقدند که این سلسله بیرون از دنیای افسانه ها نیز وجود داشته است.)
دیلمیلغتنامه دهخدادیلمی . [ دَ ل َ ] (اِخ ) کیکاووس بن اسکندربن شمس المعالی قابوس وشمگیر ملقب به عنصرالمعالی . رجوع به کیکاووس بن اسکندر و عنصر المعالی و مجمعالفصحاء ج 1 ص 53 شود
کشوادلغتنامه دهخداکشواد. [ ک َش ْ ] (اِخ ) نام پهلوان پایتخت کیکاووس پادشاه ایران . (برهان ) . نام پدر گودرز که پسر قارن بن کاوه سپهسالار فریدون فرخ بوده است . (آنندراج ) (انجمن